على محمدى خراسانى

84

شرح رسائل (فارسى)

و يا اصولى باشيم كه مثبت ملازمه است به‌هرحال در موارد شبهه تا بيانى بما نرسيده عقل ما را آزاد مىگذارد . پس تفصيل ايشان از لحاظ گروههاى متمسّك هم باطل است . بعد مىفرمايد : گويا اين محدث خيال كرده كه ما اصوليين كه به برائت اصليه و يا اصالة البراءة تمسك مىكنيم مقصودمان اينست كه بدين‌وسيله نفى كنيم حكم واقعى را و بگوئيم كه ظن به عدم حكم واقعى داريم لذا فرموده : اين صحبتها مال قبل از اكمال دين است و امّا بعد از اكمال . . . غافل از اينكه ما اصلا كارى به واقع نداريم غرض ما نفى تنجّز تكليف است نه نفى وجود واقعى و دليل ما هم حكم عقل بود . بعد مىفرمايد : از ظاهر كلمات بعض اصوليين همانند صاحب معالم در معالم و شيخ بهائى در زبده استفاده مىشود كه اصل برائت و يا برائت اصليه از جمله امارات ظنيه و مفيد ظن به واقع است و بدين‌وسيله مظنه به نفى حكم واقعى پيدا مىشود كه عند اللّه فلان امر حكمى ندارد حال ممكن است اعتراض محدث به اين‌ها وارد باشد كه تمسك به برائت اصليه براى نفى حكم واقعى مال قبل از اكمال دين است نه بعد . . . بعد مىفرمايد : و لكن اشكال محدّث به اين‌ها هم وارد نيست و نمىتواند بگويد : ظن به عدم الحكم فى الواقع مال قبل از اكمال است نه بعد از آن زيرا كه ما به نمايندگى از اين گروه از اصوليين جواب مىدهيم كه : چه اشكالى دارد كه بعد از اكمال دين هم براى ما ظن به برائت پيدا شود و احتمال قوى بدهيم كه حكم شرعى و ما جاء به النبى ( ص ) هم موافق با همان حكم عقل بوده ؟ و اين ظن براى ما از راه استصحاب ممكن الحصول است از راه عدم الدليل دليل العدم قابل حصول است و از راه الظن يلحق الشّيء بالاعم الاغلب هم قابل حصول است زيرا كه در عالم 90 % افعال از مباحات است و قليلى از افعال از واجبات